امام موسی کاظم(ع)-شهادت


باز هم نام کریمان پیش من آورده اند

علتش این بود من را از قرن آورده اند

در سیه چال گنه افتاده بودم بی حبیب

لطف کردند و برایم هم سخن آورده اند

چار حمال از دل زندان به بیرون آمدند

روی یک لنگه دری خونین بدن آورده اند

بس که او لاغر شده اصلا نمی آید به چشم

تن که نه... بر روی تخته پیروهن آورده اند

صوت قرآن و مناجاتش نمی آید دگر

چکمه پوشان چه به روز این دهن آورده اند

تا غرورش را شبیه ساق پایش له کنند

چند زندان بان پست و بد دهن آورده اند

باز هم شکر خدا عریان نمیماند زمین

نوزده تا دخترش چندین کفن آورده اند

تا سه روز آقا تنش روی پل بغداد بود

پیکرش در معرض خورشید و خاک و باد بود




موضوع: شهادت امام کاظم(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/02/2 | 03:55 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو