امام زمان(عج)-ولادت


ایلیائیم از دهات شما

از تبارِ ترنُمات شما

آسمانها همیشه گُم بوده اند

پایِ هر سبزه ی حیات شما

روزگارم گذشته شكر خدا

در جوار لبِ فرات شما

كوزه ام را دوباره پُر كردم

از سرِ چشمه ی نجات شما

زندگیِ مرا چه شیرین كرد

نفس شاخه ی نبات شما

سفره ام پهن، خانه ام سر سبز

برِكت دارد از زكات شما

آب و نانم رسیده از آن روز

كه نشستم سرِ بساطِ شما

پنج نوبت به پشتتان هستیم

وقتِ حی علی الصلوة شما

باغ ما میوه های فطرت داد

محض روی توجّهات شما

الغرض داده است بر دستم

با دو دستش خدا براتِ شما

تا قیامت فرشته باران باد

سر هر ریشه ی قمات شما

شکر از ایل كربلا هستیم

ما زمین خورده ی شما هستیم

به سمرقند یا بخارایی

یا به شن زارهای صحرایی

محملت بی غبار و راهت سبز

خوش نشین بر بُراق زیبایی

سر راهت قبیله ی مجنون

پشتِ سر چشمهای لیلایی

آی بالا بلند کشمیری

کِی به این آب و خاک می آیی

لهجه ات هاشمی و زینب وار

مثل نهج البلاغه شیوایی

تا بدین ناز میروی آقا

می بری از خدا شکیبایی

صید کردی نگاه آهو را

یعنی آقا زِ نسلِ زهرایی

کاروان را شبی بیار این سو

تا که چشم مرا بیارایی

به هوایت پریدنم عشقست

به رهت سر بُریدنم عشقست

نامتان رنگِ كیمیا دارد

ریشه در باور خدا دارد

نامتان از كجا تراوش كرد

كه چنین حس ربنا دارد

بر عقیق دلش نوشته خدا

چقدر نامتان صفا دارد

سرگذشت من و شما زیباست

چهارده قرن ماجرا دارد

چهارده قرن نه پیش از عشق

پیش از پیش ابتدا دارد

جبرئیل از شعاع تو دانست

كه خدا جلوه تا كجا دارد

چهارده تن میان یك قابند

كه در آن عكسی از شما دارد

بابی انت سید و السادات

بر تو و خاندان تو صلوات

دور آخر به مِی كشان اُفتاد

ساقیا مطلعت مباركباد

خوش بحال كسی كه بر چشمش

چشم تو فرصت تماشا داد

مژه ها را بگو مرا گیرند

ناز دارد نگاه این صیاد

گرچه اینسان خرابمان كردی

نفست گرم و خانه ات آباد

دل زِ شوقت به سینه می كوبد

مثل تیشه به بیستون فرهاد

لا به لبهای ماست الا انت

تب دیوانگیست بادا باد

میدهد طعم شیر مادرمان

نظرت ، با من است مادر زاد

میزنم نعره هر طپش یا عشق

میكشم سمت خیمه ات فریاد

گره ی بسته ی مرا واكن

روی قلبم دوباره امضا كن

خانه لبریز بوی اسفند است

غرق گلهای سرخ الوند است

پای دیوار بین شب بوها

لاله ی دامن دماوند است

شب عید است حاجتش بدهید

پشت در یوسف آرزومند است

زود معراج می رود یعنی

ناز این طفل با خداوند است

پدرت سیر می شود هرگز

لب تو کهکشانی از قند است

از نگاه علی و زهرا باز

سهم نرگس همیشه لبخند است

دل ما بند توست با عباس

نقش سربند توست یا عباس

برف بودیم و آبمان کردی

بین سرما مذابمان کردی

ریختی بین قالب عشقت

عاقبت مستجابمان کردی

گرچه در پشت ابرها بودی

چشمه ی آفتابمان کردی

تا نویسیم سر گذشتت را

سینه سینه کتابمان کردی

تکه سنگی رها و گم بودیم

خط کشیدی شهابمان کردی

با سر انگشت آسمانی خود

كوزه های شرابمان كردی

یك شقایق به جای دل دادی

مثل آیینه قابمان كردی

هرچه مردم جوابمان كردند

با نگاهت حسابمان كردی

گوشه چشمی بلند مرتبه ام

آشنایم گدای هر شبه ام

عرش خود را در این سرا گم کرد

کنج ایوانِ سامرا گم کرد

بسکه چرخید در مدار شما

که زمین خط استوا گم کرد

آسمان با درخشش چشمت

ماه را با ستاره ها گم کرد

برد خورشید را ز محضرتان

در نواحیِ نا کجا گم کرد

باز هم در هجوم مشتاقان

نوح آمد ولی ردا گم کرد

هفت پشتِ بهشت می لرزد

که تو را دید دست و پا گم کرد

خوش به چشمی که با تماشایت

بین محراب قبله را گم کرد

با غمت خاک سرشته بیا

روی پیشانیم نوشته بیا

آتش سینه ی نیستانی

که مناجات ماه شعبانی

جمکران دلم گرفته ببین

میروم بی تو رو به ویرانی

ما قنوتی ترک ترک خورده

تو زلالی شبیه بارانی

از شما ...بر بهشت می ارزد

کاسه ی آبی و خرده ی نانی

باز باران گرفته تا دم صبح

در قنوتت مگر چه می خوانی

جمعه ای باز هم گذشت و نشد

که رهایم کنی ز حیرانی

جمعه هایی که دیر می آیند

جمعه هایی عجیب طولانی

می کند سردی جدایی تو

روزهای مرا زمستانی

راستی درکجای این خاکی

کربلا یا که در خراسانی

بادها می وزند و می گویند

شاید امشب بقیع می مانی

گاهی از بوی سیب می فهمم

علقمه رفته ای به مهمانی

شاید امشب مدینه ای شاید

یا که شاید دمشق ،می دانی

هر کجا یی همیشه قلبت شاد

هر کجایی سرت سلامت باد




موضوع: ولادت امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1396/02/20 | 11:05 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو