امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


هو میکشیم جامِ علی را بیاورید

امشب مِیِ مدامِ علی را بیاورید

ترسم بنایِ میکده زیر و زبر شود

ای وای اگر که نام علی را بیاورید

بینِ مزار هم کفن خویش می درم

یک بار اگر سلامِ علی را بیاورید

بازارِ شاعران و ادیبان بهم زنید

یک واژه از کلامِ علی را بیاورید

جبریل هم رسیده گره هاش وا شود

آقای من غلام علی را بیاورید

موسی نی ایم قصه اگر لن ترانی است

یک جلوه از تمام علی را بیاورید

ما را خمار باده نوشتند باعلی

ما را حلال زاده نوشتند باعلی

گیرم خدا دوباره دو دنیا بیاورد

اما محال باشد علی را بیاورد

او اول است از همه  باید پیمبرش

این دست را بگیرد و بالا بیاورد

عزم جهاد می کند و وقت رفتنش

یک کاسه آب حضرتِ زهرا بیاورد

یک دَم بس است از دو دَمِ ذوالفقارِ او

تا حالِ صد سپاه کمی جا بیاورد

اُفتاده از نفس ملک الموت می رسد

تا ذوالفقار محضرِ مولا بیاورد

وقت نبرد اوست و جبریل آمده

تا دستمالِ زردِ علی را بیاورد

یکدم سرِ سپاهِ عرب می زند علی

ای نازِ ضربِ شصست عجب می زند علی

مست است هرکه نعره ی او شورِ یا علیست

مرد است هرکه قبله ی او مرتضی علیست

حجش قبول هرکه به ایوان طلا رسید

بختش بلند هرکه گره خورده با علیست

معراج رفته بود ببیند خدا کجاست

معراج دید و گفت ببین تا کجا علیست

گفت از علی مع الحق و از حق مع العلی

من مانده ام علیست خدا یا خدا علیست

ظهر غدیر نقشِ عقیقِ رسول شد

مولا علیست تا که خدا هست تا علیست

ما شاهرگ به پای علی میزنیم شُکر

شرحِ تمام غیرت ما خونِ ما علیست

شکر خدا که حرمت میخانه داشتیم

عمریست با علی سر دیوانه داشتیم

بر طاق آسمانِ نجف نام فاطمه است

بالای آستانِ نجف نام فاطمه است

حتی اذانِ صحنِ علی چیزِ دیگری است

سر تا سرِ اذانِ نجف نامِ فاطمه است

این شهر مِلکِ حضرتِ زهراست مهر اوست

هرجا رَوی میانِ نجف نامِ فاطمه است

فهمیده ام که روزی این شهر دست کیست

دیدم به هر دکانِ نجف نامِ فاطمه است

جانِ مدینه جانِ جهان نامِ مرتضی است

ای جانِ من که جانِ نجف نامِ فاطمه است

ما را علی به فاطمه اش هدیه داده است

بر برگه ی امانِ نجف نام فاطمه است

سوگند بر علی که شرف دستِ فاطمه است

انگشتریِ دُرِّ نجف دستِ فاطمه است




موضوع: عید غدیر، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1396/06/17 | 01:02 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
نمایش نظرات 1 تا 30
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.