حضرت علی اکبر(ع)-شهادت


"هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدم"

هر گه نظر به روی تو کردم جوان شدم

طاووس خیمه پیش پدر راه می روی؟

گفتی اذان و مست من از این اذان شدم

آه ای عصای پیری من، می روی؟ برو

اما به روی نعش تو من قد کمان شدم

تا اینکه خوب از عطشم با خبر شوی

از شوق با لب تو دهان بر دهان شدم

با خود نگفته ای پدرت خورد می شود؟

من مثل قطعه های تنت بی نشان شدم

آخر چرا جواب پدر را نمی دهی؟

چیزی بگو. علی، ولدی نصفه جان شدم

زینب (س) میان این همه دشمن دویده است

بابا اسیر زخم زبان هایشان شدم

از بهر بردن تو عبا کم می آورم

من چند بار بر بدنت امتحان شدم

شد سرخی لبان تو در دشت منتشر

من هم به طشت زر هدف خیزران شدم

شکر خدا که نیزه من شد بلند تر

در راه شام بر سر تو سایه بان شدم




موضوع: حضرت علی اكبر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/07/6 | 02:56 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.