حضرت علی اکبر(ع)-شهادت


غرق خون است چرا این سر مه رو پسرم

قطعه قطعه شده آن قامت دلجو پسرم

نرسیده به تنت،از سر زین افتادم

قوت و تاب و توان رفت ز زانو پسرم

همه ی دشت به حال من و تو خندیدند

تو بگو من چکنم بین هیاهو پسرم

دربغل تاکه گرفتم بدنت،ریخت به هم

لااقل کاش تنت سیرکنم بو پسرم

چه کسی بر سر تو ضربه شمشیر زده

چه کسی نیزه فرو برده به پهلو پسرم

بردنت تا به حرم،جز به عبا ممکن نیست

چون که اعضای تو پاشیده به هر سو پسرم

سر و کار تن تو با سر مقراض افتاد

نه سری نه بدنی مانده نه ابرو پسرم

عمه ات آمده دربین حرامی برخیز

خیز تا دست نبرده است به گیسو پسرم




موضوع: حضرت علی اكبر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/07/6 | 03:04 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.