امام حسن مجتبی(ع)-مدح و شهادت


صحبت از خوان کریم است و تهی دستی ما

دستها گرم قنوتند، زحاجت لبریز

گوش این طایفه آوای گدا نشنیده است

قبل گفتن شده کاسه ز اجابت لبریز

 

دستهایم دم صبحی به ضریحش نرسید

مثل شمعی به تمنای حرم آب شدم

بیشتر حرف حسن بود میان سخنم

اربعین نزد حسینش که شرفیاب شدم

 

خاک گر نام حسن داشت به لب، دُر میشد

نام او را به روی سنگ یمن بنویسند

بی کفن بود حسین، ورنه وصیت می کرد

تا به روی کفنش نام حسن بنویسند

 

گرچه لایوم کیومک به روی لب دارد

گرچه او در غم غارت شدن خلخال است

تن غارت زده شاه شهادت بدهد

روز هجر حسنش سخت تر از گودال است

 

طشت تنها شده از خون دل او آگاه

آه که محرم غمهای حسن چاه نبود

آی کوفی که حسن را به مذلت خواندی

نقش انگشتر او عزتُ لله نبود؟؟؟

 

جگر سنگ شود آب اگر گریه کند

شرح وقتی بدهد او جگر سوخته را

روضه اش کوچه تنگی است نمیداند که

میخ را گریه کند یا که در سوخته را

 

بیت الاحزان نگاهش شده راوی غم

قصه رد شدن آینه و کینه ی سنگ

با کنایه بنویسید که آیینه شکست

دست سنگین و فدکنامه و یک کوچۀ تنگ




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1396/08/26 | 03:36 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو