در پی زلزله غرب کشور


لرزید زمین و زیر آواری چند

خفتند کنار هم پدر با فرزند

لرزید زمین و چشمه ی غم جوشید

فواره ی آه از همه جا گشت بلند

در پیش نگاه کودکش مادر مرد

اما به لبش داشت کماکان لبخند

دختر که در انتظار بابایش بود

لا لا نشنیده خفت با داغی چند

در آتش بی قراری کرمانشاه

ایران همه بی تاب شده مثل سپند

یک عضو به درد آمده اما آهش

برخاست ز اعضای دگر بند به بند

هر ساقه ی مژگان وطن را این غم

بر لاله ی خونین جگران زد پیوند 




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1396/08/27 | 03:20 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو