اجتماعی-سیاسی-محکومیت فتنه 96


ما را فرو کردند در دعوای بیخود

ما خسته ایم از این سیاست های بیخود

تا بوده در چشمان ملت اشک بوده

سهم فقیران از مزایا کشک بوده

اینها نمی فهمند ملت را برادر

حیف است دعوای برادر با برادر

فرعون رفت و پشت او نمرود آمد

گرگی که شکل گوسفندان بود آمد

اینها که هرچه بود را در جیب کردند

هر کس که از ما گفت را تخریب کردند

اینها که در صحنه فقط بازیگرانند

در پشت صحنه دیده ام با دیگرانند

اینها , همانهایی که در فتنه سهیم اند

با انقلاب و مردمش یار قدیم اند

تهمت نزن بگذار حرفم را بگویم

برچسب را بردار حرفم را بگویم

چیز عجیبی نیست حرفم یک کلام است

(( بالاترینِ انقلابی ها "امام" است ))

من در "خمینی" جز خدا , فخری ندیدم

من در جماران هیچ استخری ندیدم

یک کرسی ساده و یک زیلوی یکدست

مثل همین که زیر پای رهبری هست

دیوان استکبار لبخندش ندیدند ...

اما چه شد پشت اتاقش صف کشیدند ؟!

فرهنگ غربی چیست جز مشتی اهانت

هر روز مستی و خماری و خیانت

گیرم که ایران هم اروپا شد , چه بعدش ؟

حتما بیایم با مایو در کوچه بعدش ...

مردم به هوش این قصه پایانی ندارد

این ابر های مرده بارانی ندارد

شنگول و منگولی که این شبنامه دارد

گرگش جدید است و به سر عمامه دارد

این قصه در آخر به اینجا میرسد که ...

یک مرد از آن سوی دنیا میرسد که ...

رفتار او از جنس ظاهر ساز ها نیست

اصلا شبیه این سیاست باز ها نیست

از روز اول فکر و ذکرش دین بوده

خود سالیانی جزو محرومین بوده

ای کاش باشد جزو سربازاش نامم

باید ببینم من کجای این قیامم ؟ ... 




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1396/10/20 | 03:10 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو