حضرت زهرا(س)-شهادت


میخواست با یک شعر دفتر را بسوزاند

مستی که نیت داشت ساغر را بسوزاند

رقصاند روی کاغذش خودکار را،شاعر

میخواست با هر بیت جوهر را بسوزاند

خودکار پای داغ او ماند و غزل این شد:

اخم علی کافیست خیبر را بسوزاند

حرف بعیدی نیست: حیدر بی سپر باشد-

هرم تنش شمشیر و خنجر را بسوزاند

پایش به میدان وا شود با برق شمشیرش

یکباره سرتا پای لشکر را بسوزاند

حیدر چنان سوزاند شیطان را به ایمانش-

شیطان به فکر افتاد حیدر را بسوزاند

در بین گمراهان عالم گشت و می دانست

باید کسی پیدا شود در را بسوزاند

در را بسوزاند که عالم شعله ور باشد

در را بسوزاند که مادر را بسوزاند

**

تب کرده مادر، چشم من با اشک خود نگذار

این زخمهای داغ بستر را بسوزاند

**

خودکار رفت از حال و شاعر دفترش را برد

تا مثل خود یک جمع دیگر را بسوزاند




✔️ موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/11/9 | 01:28 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic