حضرت ام المومنین خدیجه (س)-مدح


دور شدم از این و آن با خودم آشنا شدم

آینه در حجاز بود عاشق مصطفی شدم

سرمه نمی برم به چین، قند و شكر نمی خرم

نقره و زر نخواستم، صاحب كیمیا شدم

بار شتر گذاشتم، وقف تو هرچه داشتم

دانهء عشق كاشتم، در قفست رها شدم

با تو جرس به هر نفس، مصرع عاشقانه است

با تو پر از قصیده ام، با تو غزل سرا شدم

"ای كه ملول می شوی از نفس فرشته ها"

باور من نمی شود، همنفس خدا شدم

سفرهء دل برای من باز كن، آیه ای بخوان

حرف بزن كه مَحرمِ زمزمهء حرا شدم

قطرهء من فرات شد، ذره ام آفتاب شد

پیش تو سیدالبشر!  سیدةالنسا شدم

پشت سرت من و علی قامت عشق بسته ایم

تو همه مقتدا شدی من همه اقتدا شدم

من به تو دست یاعلی داده ام از صمیم دل

مرگ جدام كرده است از تو اگر جدا شدم

لحظهء آخرین غزل، ترس ندارم از اجل

پیرهن تو در بغل، با تو دوباره "ما" شدم




موضوع: ازدواج پیامبر(ص) و خدیجه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1397/03/4 | 04:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.