امام حسن مجتبی(ع)-مدح و ولادت


امشب ای ماه الهی آفتاب آورده ای

اختران تابان ز برج بوتراب آورده ای

گلبن سبز ولایت را گلاب آورده ای

یا که از بحر نبوّت دُرّ ناب آورده ای

شادی و وجد و سرور بی حساب آورده ای

پای تا سر احمد ختمی مآب آورده ای

کوثر طاها دلت روشن تبارک زاده ای

این مبارک ماه را ماه مبارک زاده ای

ملک هستی غرق در انوار پا تا سر شده

جلوه گر در ماه حقّ ماهی خدا منظر شده

روشن از خورشید حسنش چشم پیغمبر شده

پای تا سر غرق شادی و شعف حیدر شده

بر همه معلوم سرّ سورۀ کوثر شده

یا محمّد (ص) یا محمّد (ص) دخترت مادر شده

عزّت و مجد و جلال کبریایی را ببین

در گل روی حسن حُسن خدایی را ببین

می توان دیدن جمال غیب را در این جمال

می توان خواندن چو ذات بی مثالش بی مثال

صاحبان عقل مات این جمال و این جلال

عارفان دهر محو این صفات و این کمال

کبریا وجه و علی آیین و احمد خطّ و خال

کرده بیت وحی را یکباره غرق شور و حال

گاه حیدر داردش چون کعبۀ جان در بغل

گه محمّد (ص) گیردش مانند قرآن در بغل

حُسن ها بر گرد شمع عارضش پروانه ای

خلدها از بوستان طلعتش ریحانه ای

حلم ها در پیش حلم حضرتش افسانه ای

قدسیان در آستان قدس او بیگانه ای

اختران هر یک به بحر رحمتش دُر دانه ای

آسمان از کوثر احسان او پیمانه ای

ماه کنعان ولایت یوسف زهراست این

اوّلین فرزند حیدر دوّمین مولاست این

دامن ماه صیام امشب دهد بوی حسن

آسمان ها سجده آوردند در کوی حسن

مهر، خود را کرده گم در پرتو روی حسن

ماه، زیبایی گرفت از حسن دلجوی حسن

سوره ی و اللّیل، خود را بسته بر موی حسن

آیۀ والشّمس، گردیده ثناگوی حسن

ابر لطف و رحمتش بر خلق بارد بیشتر

آنچه خوبان سر به سر دارند بیشتر

این کریم اهلبیت این مظهر لطف خداست

این امام دوّم این اوّل عزیز مصطفاست

این فروغ سوّم این چارم نفر ز اهل کساست

این گرامی وارث صبر علّی مرتضاست

این به صلحش فُلک سرگردانم دین را ناخداست

این صراط الله اعظم این امام مجتباست

هم سپهری ها زعیم اهلبیتش خوانده اند

هم زمینی ها کریم اهلبیتش خوانده اند

روح اهل خلد و ریحان بهشت است این پسر

بلکه طاووس گلستان بهشت است این پسر

سرو خوشرفتار بستان بهشت است این پسر

جان آل الله و جانان بهشت است این پسر

آفتاب صبح ایوان بهشت است این پسر

سیّد جمع جوانان بهشت است این پسر

ای تمام شیعیان این است مولای شما

ای جوانان بهشت این است آقای شما

سرّ دشمن بر ملا گردید با صبر حسن

جاودان دین خدا گردید با صبر حسن

حق ز باطل جدا گردید با صبر حسن

هستی دشمن فنا گردید با صبر حسن

نهضت عترت به پا گردید با صبر حسن

کربلا کرب و بلا گردید با صبر حسن

دین اسیر انزوا می شد اگر صلحش نبود

دست دشمن باز وا می شد اگر صلحش نبود

ای خط و خالت همه آیت در آیت یا حسن

ای سپهر وحی را شمس ولایت یا حسن

ای کلامت خلق را نور هدایت یا حسن

ای خروشان بحر موّاج عنایت یا حسن

ای یم جود، ای کریم بینهایت یاحسن

ای جهانت جمله در ظّل حمایت یا حسن

یا بن زهرا من نمی گویم ثنا گوی توام

تو کریم عالمی من سائل ثنا کوی توام

سینه های سوخته شمع شب تار تواند

طایران سدره صبح و شام زوّار تواند

عرشیان در عرش اعلا هم گرفتار تواند

آسمان ها غرق در دریای انوار تواند

ماه رویان ذرّه ای از مهر رخسار تواند

شهر یاران برده های کوه و بازار تواند

مهر تو هم بحر ما، هم فلک ما، هم نوح ماست

تربت بی زائرت بیت الحرام روح ماست

تو ز وصف عرشیان و فرشیان بالاتری

نو نبی را جان شیرین تو خدا را مظهری

تو کتاب الله روی سینۀ پیغمبری

تو علّی مرتضایی نو بتول اطهری

تو امام مجتبی چشم و چراغ حیدری

تو کریم عترتی تو دست لطف داوری

جود سائل، عفو مرهون و کرم مهمان تو است

چشم «میثم» در دو دنیا بر تو و احسان تو است




موضوع: ولادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1397/03/9 | 02:14 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.