به مناسبت سالروز تخریب بقیع


عادت به گنبد داده ام چشم ترم را

این بارگاه اما به هم زد باورم را

در روضه ات می سوزم و امیدوارم

بادی به سویت آورد خاکسترم را

سنگین شده بر شانه هایم، می گذارم

روی ضریحی که نمی بینم، سرم را

آباد کردی خانه ام را، زیر دینم

باید بسازم پس برای تو حرم را

با اشک هایم حوض می سازم در این صحن

این گونه می سازم بهشت و کوثرم را

دارایی ام را پای گنبد می گذارم

حتی النگوی طلای دخترم را

می آید آن روزی که قدر سجده جا نیست

هر قدر می گردد سرم دور و برم را

جبریل هم می آید و می خواهد این را:

بگذار زیر پای زائرها پرم را ...

چیزی نمانده تا زمانی که بکوبم

بر بام کعبه پرچم یا حیدرم را

آل سعودی نیست دیگر می توانم

راحت ببوسم آستان دلبرم را

آن روز می خوانم چه زیبا در بقیعت

با سجده بر تربت نماز آخرم را 




موضوع: قبرستان بقیع، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1397/03/30 | 01:47 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.