به مولایم علی (ع)-مناجاتی

 

چشم هایم شدند حوض حرم

با نگاه تو اشک شیرین شد

ماه آمد به شب نشینی حوض

پلک هایم عجیب سنگین شد

چشم هایم که بسته شد دیدم

وسط شهر واژه های توام

خط به خط کوچه کوچه مثل کمیل

نیمه شب محو رد پای توام

***

خار در چشم ماه نخلستان

اشک می ریزد، آبرو دارد

بغض جا مانده از غم زهراست

استخوانی که در گلو دارد

دست مولا نوشت : "اما بعد"

دلش از دست کوفیان پر بود

باز هم نامه می نوشت علی

باز هم از صحابه دلخور بود

چند لحظه گذشت و در باران

آسمان کوچه کوچه تر شده بود

ناگهان قطره ای به چشمم خورد ...

در حرم بودم و سحر شده بود

به خودم آمدم ،نمیدانم

به کجای زمان سفر کردم

لابه لای کتاب های حرم

پی نهج البلاغه می گردم




موضوع: ولادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1390/03/23 | 05:52 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو