امام باقر(ع)-شهادت


امشب نشسته در غمِ مردی غریب باز

در سینه ی بقیع سکوتی عجیب...باز_

_امسال هم شبیه به صدسالِ بی حرم

ماییم آن کبوترِ بی بالِ بی حرم...

آه از نهادِ خاک برآمد زِ بی کسی

باران ! به دادِ بغضِ فروخفته می رسی...؟

یک قبرِ خاکی از همه دنیا از آنِ اوست

انگار غربت ارثیه ی خاندانِ اوست...

هر نکته ای نبوده و بوده که یافته...

از بس که علم های نهان را شکافته

اوکه همیشه باقرِ دانش خطاب شد

در  آتشِ مصیبتِ مکشوف، آب شد

آن روضه را که ما نشنیدیم دیده است

اینگونه صبر را ،زِ که تعلیم دیده است؟!!

با کربلا عجین شد و در شام پا گرفت...

با غیرت است،صبرِ زیاد از خدا گرفت...

هم شاهداست بر سرِ خورشیدِ بی کفن،

هم آشناست با غمِ زنجیر ، بر بدن...

گرچه به دستِ زجر ،ستم ها کشیده است

اما به پای طفلِ سه ساله رسیده است!؟

در مجلسِ یزید به زخمش نمک زدند

آنجا که عمه زینبِ او را کتک زدند

در خاطرش سیاهیِ بزمِ یزید بود

یاد آوریِشان خودِ زهرِ مدید بود

تا دید مادر و پدرش را به بزمِ شام...

یادِ مدینه، سوخت دلش بین ازدحام...

او وارثِ تمامِ حسین است در قیام

یا ذوالفقارِ حیدر کرار در نیام

او اولین حسین چیِ عالم است، پس...

با لطفِ اوست ذکرِ حسینم به هر نفس

او وارثِ مصیبتِ بی حدِ مجتباست...

دیده که مادرش زنِ تنهای کوچه هاست...

با خاطراتِ کودکی اش او چه می کند؟

هر روز یادِ سیلی و آن کوچه می کند...

در گیرو دارِ هُرمِ نفسهای آخرش

پیچیده باز غصه ی پهلوی مادرش

امشب چقدر غربتتان شکلِ مادر است

تنها امامِ عصر سَرِ قبرتان نشست

ناگاه ابر ،درد و دلش باز می شود

تا گریه میکند سخن آغاز می شود

آخر به بوی سوختنِ یاس می رسد

درد و دلش به روضه ی عباس(ع) می رسد

پایانِ روضه وقتِ گدایی ست ،پس ببین

او آمده زیارتِ اربابِ اربعین...

رمزِ براتِ کرب و بلا شورِ امشب است

امشب که حرفِ روضه ی "همراهِ زینب" است




موضوع: شهادت امام محمد باقر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1397/05/26 | 03:38 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو