امام زمان(عج)-مناجات محرمی-شب دوم


اگر تو آه کشی خشک و تَر نمی‌ماند

اگر تو گریه کنی که جگر نمی‌ماند

بیا و آه مَکش با حرارتِ جگرت

که از مجالسِ روضه اثر نمی‌ماند

نفَس بزن که نفسهای آخرم برسد

که بی تو این نَفَس مختصر نمی‌ماند 

چنان شکسته شدی که شبیه زهرایی

که چون تو دست کسی بر کمر نمی‌ماند

لباسِ مشکی‌مان را فقط کفن بکنید

برای ما که از این بیشتر نمی‌ماند 

مدافعان حرم سمت تو به سر رفتند

برایِ حامیِ زینب که سر نمی‌ماند

به دردِ آخرتِ ما نخورد جز گریه

که هیچ چیز چو اشکِ سحر نمی‌ماند 

غنیمت است نشستن میانِ این روضه

که عمر می‌رود و اینقدر نمی‌ماند

هر آنچه خرج کنی صد برابرش بِبَری

در این معامله حرف ضرر نمی‌ماند 

تمامِ حاجت ما را نگفته زهرا داد

که مادر از دلِ ما بی خبر نمی‌ماند 

رسید قافله و خواهری پیاده نشد

به گریه گفت که زینب دگر نمی‌ماند

 نگاه کرد به اکبر :حسین جانِ علی

به جانِ تو که زِ باغَت ثمر نمی‌ماند

اگر پدر برود می‌شود پسر باشد

اگر پسر برود نه  پدر نمی ماند




موضوع: مناجات محرمی با امام زمان (عج)،  ورود کاروان به کربلا، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/06/20 | 12:50 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو