حضرت رقیه(س)-شهادت


من هم شبیه مادرم زهرا به سختی

پا میشوم از جای خود اما به سختی

بعد از سر تو قاتلت بال مرا چید

پر میزنم از شام عاشورا به سختی

آرامشم بعد از تو دیگر رخت بربست

گفتم به خود می افتم از فردا به سختی

بیش از همه دنبال انگشت تو گشتم

در نیمه های شب تک و تنها به سختی

آب خوشی پایین نرفته از گلویم

من خون دل هم میخورم حتی به سختی

وَ نَحنُ مَثبورونَ مَطرودونَ...ای وای

قومی نیفتاده ست مثل ما به سختی

با استخوان مویه کرده مویه کردم 

خود را کشاندم در دل صحرا به سختی

خورد و خوراکم شد لگد با تازیانه

روز رقیه شب نشد الا به سختی

مثل لبان تو تن من هم کبود است

یک جای سالم میشود پیدا به سختی

تو روی نی بودی و من با تاول پا

سویت قدم برداشتم بابا به سختی

دامان خود را فرش راهت کردم از شوق

تا از طبق برداشتم سر را به سختی

این حجم اشک و ناله و دلتنگی ام را

دارد تحمل میکند دنیا به سختی

پهلو به پهلو میشوم شاید بخوابم

آنگونه که انسیه الحورا به سختی...

کاری ندارد از لبت بوسه گرفتن

من بوسه میگیرم ولی حالا به سختی

جان کندن راحت به طفل تو نیامد

جان میکَنم با این جراحت ها به سختی

غساله غسلم میدهد اما به اکراه

غساله غسلم میدهد اما به سختی




✔️ موضوع : حضرت رقیه(س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1397/06/21 | 01:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات