حضرت رقیه(س)-شهادت


پیکرش را کشید یک نامرد

سر او را گرفت دستی سرد

حس غیرت عجین شده با درد

خواهرش داد میزند برگرد

حکم او داده شد ، برو زینب 

شمر آماده شد ، برو زینب

 

راه دشمن به خیمه ها وا شد

سر یک گوشواره دعوا شد

تا سه ساله غریب و تنها شد

رد دستی بصورتش جا شد

این چه رفتار با یتیمان است ؟

نزنش بی حیا ، مسلمان است ...

 

لشکری که گرفت جانش را

پدرش را برادرانش را

لشکری که زد عمه جانش را

لکنت انداخته زبانش را ...

مثلا یک نفر از آن "زجر" است

علت لکنت زبان ، زجر است

 

روی صورت چقدر اثر مانده

جای انگشتر پدر مانده

با همان دیدِ مختصر مانده

خیره چشمان او به سر مانده

سوخته از سر و کبود از تن ...

فکر کن دختر خودت اصلاً ...

 

بین نامحرمان ، زبانم لال

چشم ها ، دختران ، زبانم لال

صدقه ، قرص نان ، زبانم لال

حرمله آن میان ، زبانم لال

ساقیِ شاه را نیازارد ...

غیرت الله را نیازارد ... 




موضوع: حضرت رقیه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1397/06/21 | 02:17 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو