امام زمان(عج)-مناجات محرمی -طفلان حضرت زینب(س)


عمری گریستی و غمت ناشنیده ماند

در سینه‌ات صدایِ تو ای نورِدیده ماند

هیات تمام شد همه رفتند شام قبل

اما هنوز مادر قامت خمیده ماند 

از گریه چشم خون شد و مویت سفید شد

از ناله سینه آتش و رنگت پریده ماند

اینجا همه شبیه تو مشکی است رَخت ما

همرنگ تو شدیم و عبایت ندیده ماند

کاری برای عصر ظهورت نکرده‌ایم

اینجا چقدر میوه‌ی کالِ نچیده ماند

احساس ما به آمدن تو چه فایده

وقتی کلام سیدِ ما ناشنیده ماند

ظرفیت شنیدن یک روضه را بده

عمری گذشت و مقتل آن سر بُریده ماند

حق می‌دهم اگر به سر و سینه می‌زنی

بر روی عمه‌های تو جایِ کشیده ماند

قربان آن دو چشم که گریان زینب است

ای وای از غمت شبِ طفلان زینب است




موضوع: مناجات محرمی با امام زمان (عج)،  طفلان حضرت زینب(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/06/22 | 11:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.