امام زمان(عج)-مناجات محرمی-شب پنجم و ششم


یوسفِ گُمگشته‌ای دارد دلِ کنعانی‌ام

شمعم و در خویش میریزم شبی بارانی‌ام

آه احساسِ مرا ای کاش میفهمید شهر

من به دنبالِ توام بس نیست سر گردانی‌ام

چند روزی مثلِ تو صبح و شبِ ما گریه شد

چند چین اُفتاده مانندِ تو در پیشانی‌ام 

من که ارزان میفروشم تو گرانش میخری

می‌شود با هِق هِقی شش گوشه ای ارزانی‌ام

خانه ات آباد با گریه خرابم می‌کنی

من خرابِ روضه هستم تشنه‌ی ویرانی‌ام

آب می نوشم ولی انگار آتش می شوم

آب می نوشم ولی با آب می سوزانی‌ام

شیعَتی مَهما شَرِبتُم ماءَ عَذب وای من

یاد لبهایش فقط یک عمر می‌گریانی‌ام

یک حسن جانم بگو ماهم گریبان می‌دریم

شب شبِ درد یتیمی شد اگر طوفانی‌ام




موضوع: مناجات محرمی با امام زمان (عج)،  قاسم ابن الحسن(ع)،  عبدالله ابن الحسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1397/06/23 | 01:28 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو