حضرت عبدالله بن الحسن(ع)


چیزی نمانده از بدن او حیا کنید

دست مرا به جای سر او جدا کنید

خواهر تمام دار و ندارش برادر است

تا جان نداده عمه ، عمو را رها کنید

من مثل مجتبی و عمو مثل فاطمه

گودال هم مدینه شده ، کوچه وا کنید

ارزش نداشت آن قَدَر این چند روز عمر

تا که به زور، نیزه در این جسم جا کنید

ای پیرمردهای کوفه ، مبادا که بعد من

بی حرمتی به پیکر او با عصا کنید

باید که این جهاد علی اصغری شود

پس زود ِ زود حرمله را هم صدا کنید

تا عمه را غریب تر از این ندیده ام

جان مرا ازین قفس تن رها کنی

خیلی برای عمه دلم شور می زند

ای وای اگر که حمله به ناموس ما کنید... 




موضوع: عبدالله ابن الحسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1397/06/23 | 01:44 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو