حضرت قاسم بن الحسن(ع)


عطر تنش ترنمی از یاس و سیب بود

حتی گل از لطافت او بی نصیب بود

اوبا غزل سرایی احلی من العسل

آموزگار عابس و حر و حبیب بود

بغض بهار وقت و داعش شکسته شد

مرثیه خوان رفتن گل ؛‌عندلیب بود

برروی شانه ی جبل النور می گریست

ابری که در وصال کسی بی شکیب بود

سنگ صبور دلهره ی گوشواره ها

روی لبش ترانه ی امن یجیب بود

چشم انتظار آینه ی مجتبی نشست

سنگی که با تبسم شیشه رقیب بود 

اکبر نبود تاکه شود ساقدوش او

پهلو نشین نیزه شد از بس غریب بود 

روی زمین ستاره ی دنباله دار شد

جان دادن سلاله ی نجمه عجیب بود 




موضوع: قاسم ابن الحسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1397/06/24 | 01:12 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.