حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


پدری خَم شده تا دردِ کمر را بِکِشَد

مادری منتظرش نازِ پسر را بِکِشَد

طرفی خَم شده سر ، جای تَرَکها خونی است

کاش می‌شُد به لبش دیده‌ی تَر را بِکِشَد

بُردنِ این تَنِ بی وزن برایش سخت است

نیست عباس که این قرصِ قمر را بِکِشَد؟

از دو سو تیر به بیرون زده باید چه کند

از کدامین طرف این تیرِ سه سر را بِکِشَد

خواست از سمتِ سه‌شعبه بکشد سر چرخید

بهتر این دید که او قسمتِ پَر را بِکِشَد

تیر از بچه که رَد شد جگرش تیر کشید

نَکُند با سرِ این تیر جگر را بِکِشَد

هرچه می‌خواست بیاید به حرم باز نشد

یک نفر کاش که تا خیمه پدر را بِکِشَد

باید او قبر کَنَد خاک کُنَد شرح دهد

آه این سینه‌ غَمِ چند نفر را بِکِشَد

زیرِ لب گفت فقط آه رباب آه رباب

وای اگر پیشِ سنان بارِ سفر را بِکِشَد

حرمله گفت پسر را زد و بابا را کُشت

باید او در کمرش کیسه‌ی زَر را بِکِشَد

هم سبک هم که گران است سرش پس دعواست

قسمتِ کیست در این قائله سَر را بِکِشَد

کاش می‌شُد که نمی‌دید رُباب این دفعه

نیزه‌ای رد شده از خاک پسر را بِکِشَد 




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1397/06/25 | 03:04 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو