حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


از لب خشک تو هم مادر خجالت می‌کشد

هم پدر، هم عمه، هم خواهر خجالت می‌کشد

تشنگی تو تمام دشت را شرمنده کرد...

آفتاب و آب و مشک و پر خجالت می‌کشد

موج می‌زد پیش لب‌های ترک خورده، فرات

تا ابد این رود از اصغر خجالت می‌کشد

مادر آمد شد دخیلِ مشک سقای حرم

در کنار مشک، آب آور خجالت می‌کشد

بین این شرمندگی‌ها حرمله تا شد بلند ...

آن سوی میدان همه لشگر خجالت می‌کشد

هر چه رگ بوده ترک خورده، شکسته شد گلو

پس سه شعبه دارد از حنجر خجالت می‌کشد

مادری هستیِ خود را داد امانت دست او ...

پشت خیمه همسر از همسر خجالت می‌کشد




✔️ موضوع : حضرت علی اصغر(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1397/06/25 | 03:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات