حضرت علی اکبر(ع)-شهادت


باز ای یوسف جوان برخیز

وسط گرگها نمان برخیز

رحم بر حال من کنو پاشو

تو دوباره امید بابا شو

سیب سرخ هزار لک شده ای

قطعه قطعه شدی فدک شده ای

ذات مستغرق خدایی تو

بند بندی جدا جدایی تو

دست و پای تو دست و پا گیر است

اثر سی هزار شمشیر است

تو چگونه به هر طرف هستی

کربلایی ولی نجف هستی

بین خس خس سرو صدا داری

پا نداری و رد پا داری

بند آمد اگر زبان پدر

هم کمی هم زیاد! جان پدر

کمرم را چقدر خم کردند

پیکرت را به نی علم کردند

پخش در کربلا شدی اکبر

چندتا چندتا شدی اکبر

تیرها آمد و شکستت داد

تیغ جراحه کار دستت داد

عمه ات آمدست من چه کنم

حرف معجر زدست من چه کنم

سعی دارد مرا بلند کند

نیمه جان را ز جا بلند کند

ای حدیث کسای روی کسا

فاطمیه میان عاشورا

بردنت کی توان یک پدر است

کار من نیست کار صدنفر است




موضوع: حضرت علی اكبر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1397/06/26 | 02:21 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.