حضرت رسول(ص)-شهادت


نفسم در شماره افتاده

رنگ و رویم پریده است علی

سر من را بگیر بر زانوت

وقت رفتن رسیده است علی

 

گرچه زود و سریع طی شد و رفت

چقدر روزگار سخت گذشت

همۀ سالهای تبلیغم

به من بیقرار سخت گذشت

 

دل من را همیشه توهینِ

بی حیاها شکست یادت هست

سنگ باران کودکان لجوج

سر من را شکست یادت هست

 

در اُحد که غریب ماندم من

بغض کفار داشت وا میشد

یک تنه جوشنم شدی تو علی

تو نبودی سرم جدا میشد

 

اثر آفتاب شعب این بود

در سرم شعله های تب مانده

به کف پای من ازآنموقع

خارهای ابولهب مانده

 

چه کنم وقت رفتن آمده است

دل ندارم که روضه خوان باشم

کاش میشد زمان حمله به در

زنده باشم کنارتان باشم

 

ظاهرا مومن و مسلمانند

با تو و فاطمه بداند علی

صبر کن صبر کن برای خدا

همسرت را اگر زدند علی

 

همه هیزم بدست می آیند

آتشی پشت در به پا بشود

وای اگر در به فاطمه بخورد

میخ در بین سینه جا بشود

 

صبر کن آن زمان که با سیلی

قصد دارند بررویش بزنند

یا که در پیش دست بسته ی تو

با قلافی به بازوریش بزنند

 

تازه این اول مصیبت هاست

کزبلای حسین نزدیک  است

مثل زهرا قرار سوختن

بچه های حسین نزدیک است..

 

خیمه ها دانه دانه میسوزند

هرکجا دود سربه سر آتش

دختران من و تو با گریه

همه جان میدهند در آتش




موضوع: شهادت رسول اکرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1397/08/14 | 11:36 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو