حضرت معصومه(س)-ورود به شهر قم


سوی قم از مدینه یار آمد

با وجودیکه بی قرار آمد

همۀ شهر غرق استقبال

خواهر اینبار با وقار آمد

 

همه اش احترام می کردند

دسته دسته سلام می کردند

همه جا مِهر بود و گلباران

حقِّ او را تمام می کردند

 

هیچکس ناسزا نگفت به او

جز درود و ثنا نگفت به او

هیچکس وقت آمدن غیر از

آیۀ انّما نگفت به او

 

قم عجب میهمان نوازی کرد

تا ابد ماند و سر فرازی کرد

قم عجب کرد آبروداری

کوفه با آبرو چه بازی کرد

 

خوب شد که سری به نیزه ندید

خوب شد هیچ حرف بَد نشنید

خوب شد وقت دست و پا زدنِ

نیمه جانِ برادرش نرسید

 

ای امان از غریبیِ زینب

وای از غم نصیبی زینب

هیچ چشمی به شام و کوفه ندید

در بلا بی شکیبیِ زینب

 

از ورودش به شهر خود ای داد

محملش طعمه ، کوفیان صیاد

در تکاپوی خطبه ای غرّا

چشم زینب به نیزه ای افتاد

 

تا کنون ماه خویش را از دود

این چنینش ندیده بود کبود

ماهِ خاکستری! کجا بودی؟

جای تو در تنور خانه نبود!

 

بر یتیمیت نظاره کن کم کم

آب شد قلب کوچکش نم نم

ای سرت روی نیزه چون کعبه

چشمۀ اشک چشمِ من زمزم

 

بسکه همچون حسین محو خداست

درد و غم پیش چشم او زیباست

تا خدا همچو زینبی دارد

پرچمش تا همیشه پا برجاست




موضوع: حضرت معصومه(س)ورود به شهر قم، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1397/09/9 | 07:36 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.