حضرت معصومه(س)-مدح و شهادت


اخت الرضا حبیبۀ موسی ابن جعفری

ای بانویی که ثانی زهرای اطهری

دُرّ گرانبهای ولایت به شهر قم

از جمله ی خلایق عالم تو برتری

پوشیده نیست جود تو از بس کریمه ای

هر کس رسید بر حرمت خوب میخری

بانوی آسمانی خاکی نشین من

با لطف خود همیشه کنی ذره پروری

دنیا چقدر پست و حقیر است پیشتان

وقتی به سجده ذاکر اذکار داوری

بر من نگاهی از سر لطف عظیم کن

کنجی ز صحن خود بده من را مقیم کن

 

جانم فدای آن همه دل بیقراریت

در هجر یار آن همه لحظه شماریت

جانم فدای درد فراقی که دیده ای

دنبال یار آن همه ناقه سواریت

جانم فدای سینه پر التهاب تو

جانم فدای آن همه اندوه و زاریت

هجران چه کرد باتو که حالت خراب شد؟

داغ فراق بود که شد زخم کاریت

گفتم فراق روضه ای آمد به یاد من

آن روضه ای که هست به چشم بهاریت

رخصت دهید روضه بخوانم برایتان

روضه بخوانم از سفر عمه جانتان

 

بانو اگر چه رنج سفر را کشیده ای

اما سربریده به نیزه ندیده ای

گرد و غبار راه به رویت نشسته است

اما کجا «اُخیَّ الیَّ» شنیده ای؟

راهی دراز آمده ای تا به قم ولی

از تل کجا به جانب مقتل دویده ای؟

بر سینه دستخط برادر گرفتی و ...

سوزی به یاد جامه ی از کین دریده ای

سختی راه نیرو و تابت گرفته بود

وانگه رسید خاطرت از قد خمیده ای

گرچه به یاد یار دو چشمت پر آب بود

کی جای تو به مجلس اهل شراب بود؟




موضوع: شهادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1397/09/25 | 08:44 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو