حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


اصلا نیازی نیست

از بسترت پاشی

با درد تو پیش

 پای حیدرت پاشی

 

هی گفتم از دردات

هی گفتی چیزی نیست

گفتی اگه گاهی

می افتی چیزی نیست

 

تو دست به دیواری

گفتی یکم خستم

نصفس قنوت تو

گفتی یکم دستم

 

این بچه ها سایه

روسر میخوان زهرا

تا وقت دامادی

مادر میخوان زهرا

 

از رفتن و از مرگ

کمتر بگی ای کاش

مادر میخواد  زینب

فکر عروسیش باش

 

چشم پرآب تو

نقش برآبم کرد

تابوت تو اومد

خونه خرابم‌ کرد

 

دنیا عجب خاکی

روی سرم ریخته

هم‌موی زینب ،هم

خونم بهم ریخته

 

طفلی حسن هرشب

تو خواب عزاداره

هی میگه دیوارو

هی میگه گوشواره

 

سینه سپر کردی

خیلی محک خوردی

خانوم سر من تو

خیلی کتک خوردی

 

زینب با دلشوره

هی روتو می بوسه

شونه که‌میفته

بازوتو می بوسه

 

 وقتی همه خوابن

فضه با دلشوره

خون رو دیوارو

با گریه میشوره




موضوع: وصیت و بستر شهادت، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1397/10/27 | 08:31 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو