تبلیغات
«حسینیه» پایگاه تخصصی مدح و مرثیه - محمد جواد پرچمی

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


درد دارم دوباره امشب هم

از نگاهم ستاره میریزد

لاله لاله میان هر نفس از

سوز آهم شراره میریزد

 

من بریده بریده میسوزم

بس که با درد ، سینه دم ساز است

گرچه دو ماه هم گذشته ولی

دهن زخم کهنه ام باز است

 

زانوی من رمق ندارد که

باید آرام تر به پا خیزم

استخوان های من ترک دارد

باید آهسته تر ز جا خیزم

 

حسنم ریخته به هم ای وای

با خودش حرف میزند در خواب

میگوید هی نزن نزن نامرد

باز با گریه می پَرد از خواب

 

شب آخر چقدر بی تابم

چقدَر کار دارم امشب را

با همین شانۀ كبود شده

می زنم شانه موی زینب را

 

شانه کردم موی حسینم را

بین شانه زدن کم آوردم

هرچه هم كه حساب کردم من

باز هم یک کفن کم آوردم

 

چقدر کار دارم امشب من

بقچه ام را در آور ای فضه

باید این پیرهن تمام شود

نخ و سوزن بیاور ای فضه

 

وقت من صرف پیرهن گشت و

نرسیدم به زینب تنها

معجرش هست حیف فرصت نیست

تا بدوزم لباس عروسش را

 

چقدر کار دارم ای فضه

پلک من گرچه خستگی دارد

کمکم کن بایستم آخر من

چند جایم شکستگی دارد

 

بازوی من برید امانم را

قنفذ لعنتی مرا بد زد

تا که در بین کوچه افتادم

هرکسی بود و هرکه آمد زد

 

روی قبرم بگو که بنویسند

در جوانی غریب مُردم من

با دل خسته كودكانم را

به خدای علی سپردم من

 




موضوع: وصیت و بستر شهادت، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/11/16 | 04:39 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.