تبلیغات
«حسینیه» پایگاه تخصصی مدح و مرثیه - محمد جواد پرچمی

حضرت زهرا(س)-شب شهادت


بمان عزیز دلم همسرم بمان زهرا

بمان ودیعه پیغمبرم بمان زهرا

بمان كبود شكسته پرم بمان زهرا

بدون تو چه مى آید سرم بمان زهرا

بخند ، این همه گریه براى رفتن نه

بخاطر دل زینب بخاطر من نه

 

چقدر خوب كه دیگر ، خودت بلند شدى

بخاطر دل حیدر ، خودت بلند شدى

پس از سه ماه ز بستر ، خودت بلند شدى

چقدر خوب دم در ، خودت بلند شدى

بلند میشوى اما زپا تو میفتی

هنوز راه نرفته چرا تو میفتی؟

 

سه ماه رفته و سر درد تو كه خوب نشد

دوا نداشت مگر درد تو كه خوب نشد

ز بعد كوچه كمر درد تو كه خوب نشد

بس است دیده تر درد تو كه خوب نشد

امان برای تو این خانه از گزند نداشت

مرا ببخش مدینه شكسته بند نداشت

 

هنوز هست به یادم خبر که می پیچید

میان خانه در شعله ور که می پیچید

به سوی تو لگد چهل نفر که می پیچید

به سمت پهلوی تو میخ در که می پیچید

تو را چگونه ز دستش خلاص میکردم

فقط به تیزی میخ التماس میکردم

 

شرار کینه همین که به گلشنم افتاد

همین که با لگد مردها، زنم افتاد

نگاه من به تو در وقت رفتنم افتاد

تو را زدند و طنابی به گردنم افتاد

براى اینكه به زخم دلم نمك بزنند

براى اینكه تو را بیشتر كتك بزنند

 

اشاره کرد که قنفذ تو بی بهانه بزن

بیا مغیره کمک کن تو تازیانه بزن

نترس دست علی بسته شد به شانه بزن

به بار شیشه ی زهرا تو وحشیانه بزن

به سنگ غم محکت زد نرفته از یادم

کنار من کتکت زد نرفته از یادم

 

صدا زدم نزنیدش، نزن نزن نامرد

تمام عمر مراپیش من نزن نامرد

حرام زاده تو سیلی به زن نزن نامرد

نزن به پیش نگاه حسن نزن نامرد

میان این در و همسایه پشت پا خوردی

حلال میکنی ام ضربه بی هوا خوردی

 

ببخش قلب صبورت شكست فاطمه جان

ببخش كوه غرورت شكست فاطمه جان

همینكه حرمت نورت شكست فاطمه جان

به كوچه تنگ بلورت شكست فاطمه جان

چقدر فكر منى فكر این پرت هم باش

به فكر موی پریشان دختر هم باش

 

تورم دهنت حرف کربلا میزد

به زینب و حسنت حرف کربلا میزد

نظر به پیرهنت حرف کربلا میزد

شمارش کفنت حرف کربلا میزد

چه شانه ای دم آخر زدی تو مویش را

چه قدر بوسه زدی گودی گلویش را

 

عزیز كرده تو كربلا سنان  هم خورد

میان معركه او سنك بى امان هم خورد

كنار نعل، لگدهاى این و آن هم خورد

حسین تشنه لبت نیزه از دهان هم خورد

حسین تو ته گودال رفت و گیر افتاد

كفن نداشت و روى تنش حصیر افتاد




موضوع: شب شهادت حضرت زهرا(س)،  وصیت و بستر شهادت، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1397/11/19 | 12:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.