حضرت زهرا(س)-مدح و هجوم به بیت ولایت


با سوختن شام وصالش را سحر كرد

مارا غم پروانه خیلی خونجگر كرد

مشتاق شمعى ، عاشقى را هم بیاموز

باید كه گاهى مثل پروانه خطر كرد

عمدا مرا پیش رقیبان كم محل كرد

دیدار او خون دلم را بیشتر كرد

صدبار گفتم دوستت دارم ولى او

هر دفعه من را به طریقى دست بسر كرد

دیروز جا افتادم از ذكر قنوتش

آخر چه شد از بردن نامم حذر كرد

دیشب بنا بود از خودش با من بگوید

دید از خودم نگذشته ام صرف نظر كرد

گفتم چه میخواهى ز جانم گفت جانت

هركس فداى من نشد خیلى ضرر كرد

من كه نمیدانستم او دارد می آید

خیرش قبول آنكس كه من را هم خبر كرد

یا سنگ خورده یا سرش بر سنگ خورده

هر كه شبى از كوچه ی لیلى گذر كرد

مثل زلیخا هیچكس تاوان نداده

كفاره اش را داد كارى هم اگر كرد

نازى بكش ، كارى بكن ، چیزى بیاور

حالا چه دیدی شاید ایندفعه اثر كرد

راهم كه كج شد عاقبت راهى نشان داد

قربان آنكس كه مرا از ره  بِدر كرد

مدیون آن رندم كه اشكم را درآورد

دلسوز تر بود آن كه من را دیده تر كرد

اشكم در آمد گریه كردم او دلش سوخت

خاكى كه دادم را خودش تبدیل زر كرد

میل مدینه داشتم  كربُبلا داد

مادر مرا نذر حسینش دربدر كرد

از فاطمه جز مادرى كردن ندیدم

من را خرید و وقف غمهاى پسر كرد

چه مادرى ، هم پهلویش ، هم بازویش را

پاى على او محسنش را هم سپر كرد

تنها همینقدر از غمش فهمیده ام كه

با مادر ما هرچه كرد آن میخ در كرد

نه ، نه ، نه تنها فاطمه افتاد نه ، نه

خیبرشكن را میخ در ، زیر و زبر كرد 




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1397/11/19 | 12:35 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو