امام علی(ع)-مدح  


نبی مبلغ وحی است و عامل است به قرآن

نمی زند سخنی تا خودش نیاورد ایمان

به حکم"ان لم تفعل" بدان که ختم رسولان

خودش به آیه عمل کرده سر نهاده به فرمان

 

بگوید و نپذیرد، دگر رسول امین نیست

به جز ولایت حیدر، هر آنچه گفته که دین نیست

 

به یک نگاه به دستش گرفته نبض جمل را

به ذوالفقارش ادیبان مثل زنند اجل را

نکرده سجده دمی جز خدای عز و جل را

خدا پرست کند بنده های لات و هبل را

 

علی سزد بشود جانشین و مجری قرآن

و یا کسی که به بدست علی شدست مسلمان؟

 

به جز برای خدا با کسی مصاف نمی کرد

به غیر مصلحتی خنجری غلاف نمی کرد

علی نبود خدا کعبه را مطاف نمی کرد

اگر به سجده ی او مسجد اعتراف نمی کرد

 

چگونه باورمان می شد او خدای جهان نیست؟

همین "نبودن و بودن" به جز علی صفت کیست؟

 

از ابتدای جهان بوده ای و لم یزلی تو

ملاک سنجش ایمان، عیار هر عملی تو

شدی به ظاهر اگرچه شبیه خلق ولی تو

شبیه تر به خدایی، خدایِ در مثلی تو

 

برای وصف شما بیش ازین به پیش نرفتم

قسم به جان تو ترسم به دام کفر بیفتم!

 

برای فاطمه غیر از تو همسری نرسیده

خدا شما دو نفر را به رنگ عشق کشیده

زره فروختنت را دمی که فاطمه دیده

تمام درد و بلای تورا به شوق خریده

 

تو با سه نسبت خاصت سرآمد دو جهانی

چه خانمی! چه پدرخانمی! عجب پسرانی!

 

ملاک اول ایمان! پیام آخر قرآن!

خداشناس تو را دیده در سراسر قرآن

فقط تو شان نزولی برای کوثر قرآن

کلام معجزه وارت شده برادر قرآن

 

تویی نماد بلاغت، تویی خدای فصاحت

ز واژه واژه کلامت، چکیده چشمه ی حکمت

 

قلم به دست امیری به واژگان و معانی

زمین به لرزه درآید دمی که خطبه بخوانی

فصیح و واضح و محکم چه خطبه ای چه بیانی!

تو که خلاصه ی وحیی عجیب نیست به آنی

 

شبیه معجزه نهج البلاغه ای بسرایی

تو در بیان و سخن هم چقدر مثل خدایی!

 

نه رای هیچ مدبر، نه شرح هیچ مفسر

چه عالمان چه اکابر، چه نطق ناطق و شاعر...

به غیر وحی کلامی ندیدم اینهمه فاخر

علی گشوده زبان آفریده درّ و جواهر

 

نه جز نبی بشری گفته این چنین کلماتی

نه تا ابد بنویسد کسی چنین جملاتی

 

طنین چک چک باران علی علی بسُراید

فقط به اذن تو از قلب خاک دانه برآید

چو شقشقیه کلامی نه آمده نه می آید

هزار سال ادیبان نشسته اند که شاید

 

سر از معانی نهج البلاغه ی تو درآرند

هزار سال دگر هم توان فهم ندارند

 

رسیده شمه ای از  باغ حکمت تو به لقمان

نگین شاهی خود را تو داده ای به سلیمان

و نوح نادعلی خواند و رد شد از دل طوفان

زبان به مدح و ثنای تو وا کنند رسولان

 

بدون اذن شما منعقد نگشته کلامی

به قدر حب علی هر نبی گرفته مقامی

 

کویر خشک کجا از زلال آب نوشتن؟

کلاغ و زاغ کجا از پر عقاب نوشتن؟

من خراب کجا از می و شراب نوشتن؟

غبار زار کجا از ابوتراب نوشتن؟

 

کسی که آیه به آیه از او نوشته خدایش

منِ شکسته که باشم که پر زنم به هوایش؟

 

به تیغ خنده گرفتی تمام کشور مارا

برای فرش قدومت بِبُر بِبَر سر ما را

بگیر و خرج ولایت نما تو پیکر ما را

بکُش مرا و بیفزای عمر رهبر ما را

 

حواله ی دل ما را بده به شاه خراسان

به او که سایه گشودست روی کشور ایران

 

کبوتری به هوای نجف پرید به مشهد

گرفت رد تو را سائلی، رسید به مشهد

مریضتان شدم و کار من کشید به مشهد

پیام این دل دیوانه را دهید به مشهد:

 

برای من نجفی، مکه ای و کرب و بلایی

هزار درد و مرض دارد این دل و تو دوایی




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1397/12/28 | 10:08 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو