امام حسن مجتبی(ع)-مدح


دل اگر عبد مسلمان حسن بوده و بس

معرفت جو پی عرفان حسن بوده و بس

غافلی ای که گدای در حاتم شده ای

حاتم از خیل گدایان حسن بوده و بس

هر گدایی که در خانه ی او را زده است

پاسخش با لب خندان حسن بوده و بس

ناسزاگو خجل از کار خودش شد که کرم

تیغ برنده ی برهان حسن بوده و بس

حاجتش گشته روا از کرمش قطع یقین

هرکسی دست به دامان حسن بوده و بس

زاهدا بر دل خود راه مده شوق جنان

که جنان یک گل گلدان حسن بوده و بس

اهل بیت اند عزیز همه اما ز ازل

جان من بسته ی بر جان حسن بوده و بس

در مدینه، نجف و مشهد و در کرب و بلا

کل عالم همه مهمان حسن بوده و بس

نه فقط جنگ جمل که، دل هر معرکه ای

زیر پا عرصه ی جولان حسن بوده و بس

صلح او علت بر پایی عاشورا شد

کربلا جلوه ی طوفان حسن بوده و بس

سپری روز و شبم می شود از عشق حسین

روز و شب چرخش چشمان حسن بوده و بس

خانه آباد حسین است دلم،از عشقی-

که خراباتی و ویران حسن بوده و بس

جان عاشق به کفش با لک لبیک حسین

از ازل بر سر پیمان حسن بوده و بس

سینه زن گر که شدی عاشق و مجنون حسین

شک نکن لطف دو چندان حسن بوده و بس

در حرم مرغ خیالم همه عمر از سر شوق

جلد گلدسته و ایوان حسن بوده و بس

چشم هایش نشود روز جزا بارانی

هر که یعقوب به کنعان حسن بوده و بس

دست گیرش خود زهراست قیامت والله

هر که در روضه پریشان حسن بود و بس




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/02/30 | 01:21 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.