امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


کردی هماره مرگ طلب از خدا علی

تا مستجاب شد به نمازت دعا علی

شب را به شوق مرگ نخفتی که صبحدم

فرقت شود بطاعت یکتا ، دو تا ، علی

اطفال در خرابه و مرغان به لانه ها

با هم گرفته اند برایت عزا ، علی

ای مهربان پدر به یتیمان ز جای خیز

بر کودکان خود بر امشب غذا ، علی

ای مهربان در به یتیمان ز جای خیز

بر کودکان خود ببر امشب غذا ، علی

آن شب قدر ز سوز درون داشت با تو راز

کامشب کمین گرفته براهت قضا علی

محراب لب گشوده و فریاد می کشید

یک امشبی بجانب مسجد میا ، علی

پیغمبر  در بناله در امد مرو  مرو

ای با خبر ز نقشه خصم دغا علی

هستی ز بیم ، جان خود از دست داده بود

بگذاشتی بجانب مسجد چو ، پا علی

گفتی اذان آخر خود را بشوق مرگ

کردی ز خواب قاتل خود را صدا علی

تا تیغ کین رسید بفرق منیر تو

زهرا به خلد ناله زد و گفت یا علی

"میثم" که گشته مشتری درد عشق تو

عاشق بود ولای تو را با بلا علی




موضوع: ضربت خوردن امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/03/3 | 03:56 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.