امیر المومنین(ع)-بستر شهادت – زبان حال حضرت زینب(س)


هر بار بر محاسن خود دست میکشی

موی سپید مادرم آید به یاد من

حرفی نمی زنی فقط گریه میکنی

امشب برس عزیز دل من به داد من

 

مانند موی خویش دلم را به هم نریز

خون شستن از سرت چقدر کار میبرد

آن شب بگو چرا وسط غسل مادرم

دیدم که فضه پارچه بسیار میبرد

 

پا بر زمین مکوب دلم شور میزند

ماندم که زهر با جگر تو چه کرده است

مرهم برای زخم تو درمان نمیشود

شمشیر با شکاف سر تو چه کرده است

 

شمشیر با غلاف که فرقی نمیکند

هر دو برای زخم زدن ساخته شدند

در کوچه دست مادر و در کوفه فرق تو

اینها برای کشتن من ساخته شدند

 

اما میان این همه ابزارهای جنگ

برخنجری که کُند شده اکتفا کنند

آداب ذبح را که رعایت نمیکنند

آنقدر میزنند که سر را جدا کنند




موضوع: شهادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/03/5 | 01:49 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.