امیر المومنین(ع)-بستر شهادت


این مرد كه در گوشه بستر نگران است

واللهِ كه مظلومترین مرد جهان است

از زندگى پرغم خود سیر شد امشب

خیبر شكن از غصه زمینگیر شد امشب

خورشید دلش خون شده و ماه زمین خورد

سخت است بگویم اسدالله زمین خورد

در بستر مظلومیت آقاى حنین است

این مرد جگر سوخته باباى حسین است

طفلان همه با اشك سرازیر رسیدند

واى از دل زینب همه با شیر رسیدند

 واى از دل زینب چه كند زخم سرش را

این پارچه ء خونى و چشمان ترش را

با زحمت علی امر به خیرالعملش كرد

هرطور كه شد زینب خود را بغلش كرد

بعض وسط حنجره ها زنده شد امشب

با گریه همه خاطره ها زنده شد امشب

دور و بر بستر همگى مرثیه خواندند

با روضه مادر همگى مرثیه خواندند

از آن در ودیوار علی خاطره دارد

از تیزی مسمار علی خاطره دارد

زردى رخش یاد همان روى كبود است

روى لب او روضه بازوى كبود است

سى سال غمش را اسدالله نگفته

میگفت از آن درد كه با چاه نگفته

سخت است كه زن با لگد مرد بیفتد

در پیش نگاه همه با درد بیفتد

سخت است به ناموس كسى راه ببندند

سخت است كه بر گریه مظلوم بخندند

من مانده به یادم زد و آیینه و ترك خورد

زهرا سر من بود كه در كوچه كتك خورد

***

میخواست كه در روضه احساس بماند

رفتند همه، گفت كه عباس بماند

هم آینه هم آب سپردم به تو عباس

من زینب بی تاب سپردم به تو عباس

مِن بعد نگاه تو و چشمان عقیله

ساقى حرم جان تو و جان عقیله

در كوفه مبادا بى علمدار بیاید

بى تو نكند بر سر بازار بیاید

سوگند به این خون سر و روى خضابم

دلواپس ناموسم و آن بزم شرابم




✔️ موضوع : شهادت و بستر شهادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/03/5 | 04:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic