به مناسبت سالروز تخریب بقیع


غزلی از حرمت ساخته‌ام با «مثلا»

گرچه خاک است روی قبر تو ؛ اما مثلا ...

گنبدِ زرد تو خورشید شده می‌تابد

نور می‌گیرد از آن ؛ گنبدِ خضرا مثلا

چه ضریحی شده کارِ هنرِ فرشچیان !

جنسِ هر پنجره‌اش هست ، مُطلّا مثلا

چقدَر پارچه‌ی سبز ، گره خورده به آن

می‌کنی باز ، تمام گره‌ها را مثلا

خادمانت همه دورِ سرمان می‌گردند

ما عزیزیم ، در این صحنِ مُعلّا مثلا

تشنه‌ها مست شوند از مِیِ سقاخانه

ساقیِ میکده هم «حضرت سقا» مثلا

هیئتی شکل گرفته‌ست ، میان حرمت

نام هیئت شده «یا حضرت زهرا» مثلا

روضه‌خوانی وسطِ صحن ، حکایت می‌خواند

قصه‌ی کوچه‌ای از شهر تو ؛ حالا مثلا ...

مادری با پسرش رد شده از آن ؛ اما ...

هیچ کس راه نبسته‌ست بر آنها مثلا

دست نامردِ کسی هم وسط کوچه نبود

چادری خاک نخورده‌ست ، در آنجا مثلا

مادرِ قصه‌ی ما رفت ، صحیح و سالم

وَ نپوشاند ، رخ از دیده‌ی مولا مثلا

بعدِ مجلس همه رفتند ، زیارت کردند

تربتِ حضرت زهرا شده پیدا مثلا ...




موضوع: قبرستان بقیع، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/03/19 | 09:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو