امام جواد(ع)-شهادت


سیاهی رفت چشمانت، زبانم از سخن افتاد

شنیدم مقتلت شد خانه، اشک از چشم من افتاد

نگاهش فتنه در سر داشت یارِ خانه ات تا گفت...

برایت آب آوردم، بنوشش از دهن افتاد

چه مکّارانه «أمّ الفضل» میشد «جعده» ای دیگر

همین که زهر نوشیدی دلت یادِ حسن(ع) افتاد

تداعی شد برای من سر بازارِ شهر شام

صدایِ هلهله تا بر لبِ یک عدّه زن افتاد

تنت در سایۂ بالِ کبوتر ها و عاشورا؛

به دستان یزیدی ها عبا و پیرهن افتاد

تو کنجِ حجره جان دادی و امّا گوشۂ گودال

حسینِ(ع) تشنه لب بر خاک ها دور از وطن افتاد

تنت می سوخت روی بام زیرِ آفتاب آقا

دلم آتش گرفت و یاد شاهِ بی کفن افتاد!




✔️ موضوع : شهادت امام جواد(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1398/05/11 | 02:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic