امام باقر(ع)-شهادت


 زهر ملعون، نفست را به شکایت انداخت

گوشه حجره تو را سخت به زحمت انداخت

داری از درد چه بدحال به خود می پیچی

مثل لب تشنه ی گودال به خود می پیچی

چه غریبانه کف حجره زمین گیر شدی

چقدر بیشتر از سن خودت پیر شدی

زهر ملعون، چه به روز جگرت آورده

خنده ی حرمله را در نظرت آورده

خواستی آب بنوشی، جگرت تیر کشید

عطشت، علقمه را زود به تصویر کشید

زهر نه، گریه ی بسیار تو را خواهد کشت

روضه ی دست علمدار تو را خواهد کشت

سالها رفته، ولی خوب به خاطر داری

با رقیه دل تان سوخته چندین باری

مو به مو، طعنه ی اغیار به یادت مانده

ازدحام سر بازار به یادت مانده

دل پر خون تو، از غصه لبالب می شد

چادری در ملأعام معذب می شد

 




✔️ موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/05/17 | 11:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic