به مناسبت ٢٤ ذیحجه روز مباهله


محمّد، با خودش آورد، محبوبش، حبیبش را

حسن، آن باغ حُسنش را، حسین و عطر سیبش را

زنی از راه می‌آید، که دارد آرزو مریم،

به رویش وا کند، یک لحظه چشمان نجیبش را

رسید از راه، روح‌الله و سرّالله و سیف‌الله

شنید از آسمان، عیسی‌ابن‌مریم هم، نهیبش را

نگاهی می‌کند یعسوب و می‌ترسند ترسایان

چه کس، این‌گونه بیرون کرده از میدان، رقیبش را؟

بپرس از خیبر، ای نجران! که لرزان با تو واگوید:

چه خواهد شد اگر حیدر، کِشد تیغ مهیبش را

«پدر» با ما، «پسر» با ما، دَمِ «روحُ‌القدس» با ماست

بگو در پای حیدر، افکنَد ترسا، صلیبش را




موضوع: روز مباهله، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/3 | 01:08 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو