حضرت رقیه(س)-شهادت


گر یتیمم،سه ساله بانویم

یادگار شکسته پهلویم

با همه غیرِ عمه اَم قهرم

با کسی دردخود نمیگویم

 

درد ِمن درد ِدوریِ باباست

پدری که غریب و بی همتاست

درد من در سخن نمی گُنجد

دخترم ،دختری که بی باباست

 

شرح این قلب خسته ام سخت است

درد دستان بسته ام سخت است

روی پا ایستادنم با این

دنده های شکسته ام سخت است

 

چون خریدارِ دختری ،پدر است

نازِ طفل مریض،بیشتر است

وای اگر دختری یتیم شود

یا بگویند:اینکه دربدر است

 

اشکِ من مثل رود می آید

خون ز گوشِ کبود می آید

پس کجایی پدر، که عمه بمن

گفت بابات زود می آید

 

آمدی ای پدر،چرا با سر

نیمه شب میهمانیِ دختر!؟

چقدَر پاره است رگهایت

چنگ خورده چرا به این حنجر

 

اینکه بُگسسته، تار و پودِ من است

کاری از دشمنِ یهود من است

پای پُر آبله بتو ،تقدیم

هدیه ام صورتِ کبود من است

 

دلِ من دردِ دل نمی خواهد

گیسوی کَنده ،تِل نمی خواهد

در خرابه دلِ یتیمت ،جز

رفتنِ زیرِ گِل نمی خواهد

 

مُردنِ دخترت تماشایی است

بوسه اَم از سرت تماشایی است

چونکه دِق میکنم کنارِ سرت

گریه خواهرت تماشایی است

 

دخترت عاقبت فدایت شد

کشته و مُردة صدایت شد

با همین انقلابِ گریه شب

تا اَبد بانیِ عزایت شد




موضوع: حضرت رقیه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/10 | 01:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو