حضرت رقیه(س)-شهادت


روح بزرگش دمیده است جان در تن کوچک من

سرگرم گفت وشنود است او با من کوچک من

وقتی که شبهای تارم در انتظار سپیده است

خورشید او می تراود از روزن کوچک من

یک لحظه از من جدا نیست بابای خوبم ببینید

دستان خود حلقه کرده است بر گردن کوچک من

می خواستم از یتیمی ، از غربت خود بنالم

دیدم سر خود نهاده است بر دامن کوچک من

گفتم تن زخمی اش را ، عریانی اش را بپوشم

دیدم بلند است و، کوتاه پیراهن کوچک من

در این خزان محبت دارم دلی داغ پرور

هفتاد و دو لاله رسته از گلشن کوچک من

از کربلا تا مدینه یک دفتر خاطرات است

با رد پایی که مانده است از دشمن کوچک من

دنیا چه بی اعتبار است در پیش چشمی که دیده است

دار الامان جهان را در دامن کوچک من

آنان که بر سینه دارند داغ سفر کرده ای را

شاخه گلی می گذارند بر مدفن کوچک من




✔️ موضوع : حضرت رقیه(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/10 | 03:04 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic