حضرت رقیه(س)-شهادت


دختر که بابایی باشه

همه ش دلش پر میکشه

با هر بهونه ای بشه

بابا رو هر روز ببینه

 

دوس داره که شونه کنه

موهاشو با هر بهونه

تا وقتی میاد به خونه

به دل بابا بشینه

 

شونه زدم، اما نشد

گره ها، از هم وا نشد

ببخش اگه زیبا نشد

موهای سوخته همینه

 

تو اومدی، بابا جونم!

میخوام پا شم، نمیتونم

فدا سرت، مهربونم!

غم، توو نگاهت نشینه

 

درسته که نا ندارم

دستامو بالا بیارم

سرتو رو پام می‌ذارم

پیش تو بودن، شیرینه

 

 

درسته زخمیه لبات

درسته خاکیه موهات

درسته خونیه چشات

بازم نگات دلنشینه

 

کاشکی میومدی یکم

زودتر از این، تا که بازم

به دخترای شام بگم

بابای من بهترینه

 

تنگه دلم خیلی زیاد

بگو عمو جونم بیاد

دیگه دلم آب نمیخواد

منو برگردون مدینه

 

تو اومدی، بابا جونم!

میخوام پا شم، نمیتونم

فدا سرت، مهربونم!

غم، توو نگاهت نشینه

 

درسته که نا ندارم

دستامو بالا بیارم

سرتو رو پام می‌ذارم

پیش تو بودن، شیرینه




✔️ موضوع : حضرت رقیه(س)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/10 | 03:08 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic