حضرت رقیه(س)-شهادت


در راه مانده ایم ، ولی روبراه نَه

داریم سنگ و خاک ولی سرپناه نَه

در روز مشکل است ببینم شب آمدی؟

یعنی که چشم مانده برایم  نگاه نَه

مویم سیاه بود ولی معجرم سپید

مویی سپید پُر شده مویِ سیاه نَه

از عمد میزدند مرا مثل مادرت

بابا درست زد به لبم اشتباه نَه

در کوچه شعله ریخت و راهِ فرار داشت

من حاضرم به کوچه روم خیمه‌گاه نَه

از ناقه هم می‌اُفتی اگر ، نیمه شب نیاُفت

از ناقه هم می‌اُفتی اگر بِین راه نه

گفتند کودک است ولی دردسر شده

گفتند بچه است ولی بی گناه نه

گفتند دختر است از او کار میکشیم

گفتند میزنیم که گفت  عمه  آه  نه

آنشب مرا زدند ولی عمه شد سیاه

سهمش شده همیشه همین گاه گاه نه

از تازیانه و سپر و خیزارن و خار

من زنده‌ام هنوز ولی تا پگاه نه

خوابم گرفته است بگو شانه‌ات کجاست

من را بِبر کنار خودت قتلگاه نه




موضوع: حضرت رقیه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/06/11 | 02:37 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو