حضرت قاسم بن الحسن(ع)


گیرم زره نیافتی عمه ، کفن که هست

گیرم سپر نیافتی عمه ، بدن که هست

گیرم سپاه مسخره کردند : بچه است

تیغم به خوبیه سر ازرق زدن که هست

غصه نخور عمو ، سپرت میشوم خودم

ابن الحسین کشته شد ابن الحسن که هست

من جنگ میکنم ، تو نفس تازه کن عمو

فرصت به قدر غارت یک پیروهن که هست

دیدند زاده ی حسنم من ، که تاختند

از پشت این نقاب چگونه شناختند ؟




موضوع: قاسم ابن الحسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/06/13 | 01:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو