حضرت قاسم بن الحسن(ع)


گیرم زره نیافتی عمه ، کفن که هست

گیرم سپر نیافتی عمه ، بدن که هست

گیرم سپاه مسخره کردند : بچه است

تیغم به خوبیه سر ازرق زدن که هست

غصه نخور عمو ، سپرت میشوم خودم

ابن الحسین کشته شد ابن الحسن که هست

من جنگ میکنم ، تو نفس تازه کن عمو

فرصت به قدر غارت یک پیروهن که هست

دیدند زاده ی حسنم من ، که تاختند

از پشت این نقاب چگونه شناختند ؟




✔️ موضوع : قاسم ابن الحسن(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/06/13 | 02:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic