حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


تشنه شدی و ساقه ی شعله ورت شکست

چون چوبِ خشک هر دو لب لاغرت شکست

هر سو دوید مادر تو زمزمی نبود

طفل ذبیح خیمه، دل هاجرت شکست

با گریه ی تو هر دویمان آب می شویم

با گریه ات غرور پدر مادرت شکست

نامت علی است، محترمی مثل مرتضی

این احترام، ارثیه ی حیدرت شکست

می خواستم برای تو کاری کنم، نشد

خیلی دلم برای دو پلک ترت شکست

تا باد تیر حرمله از چله اش گذشت

مانند یاس خشک شده حنجرت شکست

تیزی یک پر از سه پر تیر، ذره ای

بر بازویت کشید، عزیزم پرت شکست

این حجم تیر کل تنت را گرفته است

مانند مادرم همه ی پیکرت شکست

خون گلوی تو به روی صورت من است

از بس که بی هوا قدح کوثرت شکست

با فکر پاسخی که بگویم به مادرت

بُهتم کنار جسم و تن بی سرت شکست

حالا که می روی ز چه لبخند می زنی؟!

قد مرا همین نظر آخرت شکست 




موضوع: حضرت علی اصغر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/06/14 | 07:24 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.