حضرت علی اکبر(ع)-شهادت


نور چشمم، شبه پیغمبر، نکش پا بر زمین

آمدم بابا! علی اکبر(ع)، نکش پا بر زمین

کینۂ نام ِ تو را دارند این سرنیزه ها

گر چه شد دور و برت محشر، نکش پا بر زمین

تیرهایش شد تمام و دید جان داری هنوز

بر تنت شمشیر زد بدتر، نکش پا بر زمین

بسکه با سرنیزه ها بر سینه ات ضربه زدند

از نفس افتاده این حنجر، نکش پا بر زمین

خشکی لب های خود را غرق خون بر هم نزن

پیش من بیتاب و مضطر، پا نکش روی زمین

إرباً إربا یعنی افتاده ست از تو رویِ خاک

تکّه تکّه هایی از پیکر، نکش پا بر زمین

رحم کن بر سنّ و سالم، جان سپردم تا تو را...

جمع کردم در عبا... دیگر نکش پا بر زمین!




موضوع: حضرت علی اكبر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/06/15 | 02:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو