حضرت علی اکبر(ع)-شهادت


گرفته بر سر دامن سر جوانش را

و داده است ز کف طاقت و توانش را

برای اینکه ببیند جوان خود را خوب

نشست و پاک نمود اشک دیدگانش را

رسید بانویی و از زمین بلندش کرد

به دست خویش نگه‌داشت او و جانش را

صدای خنده شان تا رسید نفرین کرد

ز سوز سینه‌ی خود جمع دشمنانش را

برای این که بگوید دوباره یک بابا

گرفت خون میان لب و دهانش را

مردد است که تا خیمه‌ها که را ببرد

تن جوانش را... یا قد کمانش را ؟

...

و ساعتی پس از این روی نیزه می‌بیند

سر عزیز خودش را سر جوانش را




✔️ موضوع : حضرت علی اكبر(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1398/06/15 | 03:20 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات