حضرت علی اکبر(ع)-شهادت


حتی تصور غم دنیا بدون تو

آتش کشیده بر جگر ما بدون تو

چیزی بگو به خاطر بابای مضطرت

جانش رسیده است به لبها بدون تو

بالای پیکر تو تمام حسین ریخت

چیزی نمانده است ز بابا بدون تو

اینکه دوباره قامت او راست می شود

افتاده بین شاید و اما بدون تو

وقتی توان حرف زدن در گلوت نیست

ای اُف به هر چه نغمه و آوا بدون تو

از بسکه نیزه روی نیزه به پهلوت خورده است

افتاده یاد پهلوی زهرا بدون تو

با نعل تازه جسم تو را پخش کرده اند

جایی نمانده است به صحرا بدون تو

تو می روی و باد سراسیمه می وزد

در خیمه سوی چادر زنها بدون تو

قبل از غروب بود سرش روی نیزه رفت

طاقت نداشت مأذنه ات را بدون تو




موضوع: حضرت علی اكبر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/06/15 | 02:23 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو