حضرت علی اکبر(ع)-شهادت


تو صبح امیدی

علی اکبری سرفرازی رشیدی

خدا خواست اما

خودت را به دست خودت آفریدی

چو دیدی خودت را

خودت دستهای خودت رابریدی

کلید است قاسم

تو باب الحوائج تری شاکلیدی

مراد است زینب

تو در مکتب عمه جانت مریدی

شبیه ابالفضل

تو در رزم ماضی خیلی بعیدی

به هنگام پیکار

از اسم علی رونوشت جدیدی

دوتا ابرویت را

اگر کج کنی سر ز دشمن بریدی

عجب جایگاهی

که بین بنی هاشم اول شهیدی

چنان پاکشیدی

که اندازه ی کربلا قد کشیدی

.

شکسته نشسته

پدر پیش نعش تو خسته نشسته

گسستی تو،بابات؛

هم ازین جهان دل گسسته نشسته

وتا دسته تیغ است

که در جسم تو دسته دسته نشسته

سنان ایستاده

زنی روی تل چشم بسته نشسته

چه کردی که بابات

به سمتت می آید نشسته نشسته

.

خمیده بریده

پدر تا به جسمت رسیده بریده

نه دیده،ز جانش؛

توراهر کسی هم ندیده بریده

خدا دست خود را؛

شبی که تو را آفریده بریده

نفسهای بابا

به دنبالت از بس دویده بریده

شدی خوشه ای که

تو را دشمن از سر نچیده بریده

چنین بوده صحنه

توراتیغ دیده ،پریده ،بریده

ومقراض بعدش

رسیده ،کشیده، جویده ،بریده

شدی ارباً اربا

بریده بریده بریده بریده




موضوع: حضرت علی اكبر(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/06/15 | 02:51 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو